یکشنبه , ۶ بهمن ۱۳۹۸
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه » فیلم و سریال » معرفی و دانلود سریال جنگ و صلح war & peace و رمان بی نظیر آن
جنگ و صلح war & peace

معرفی و دانلود سریال جنگ و صلح war & peace و رمان بی نظیر آن

اگر شما هم مثل بنده و خیلی از دوستان به دلیل مشغله های فراوان و بی حوصلگی ها و … سالهاست با وجود اینکه دوست داشتید اما نتوانستید رمانهای بزرگی همچون «جنگ و صلح»، «آنا کارنینا»، «برادران و کارمامازوف» و… را بخوانید بد نیست نیم نگاهی به آثار سینمایی و سریال های ساخته شده درباره آنها داشته باشید.

درست است که هیچ فیلم و سریالی نمی تواند به اندازه خواندن کتاب لذتبخش باشد اما بالاخره همین فیلم و سریال نصف و نیمه که از بی خبری بهتر است.
سریال جنگ و صلح war & peace یک مجموعه تلویزیونی درام است که توسط تام هارپر از سال ۲۰۱۶ برای برادران وارنر و دی سی کامیکس تهیه شد و برداشتی از رمان جنگ و صلح نویسنده روسی “لئو تولستوی” است. این مجموعه تلویزیونی، حول زندگی پنج خانواده‌ اشرافی در زمان الکساندر اول است که داستان مثلث عشقی میان ناتاشا روستوا، پیر بوزوخف و آندری بولکانسکی رو به تصویر می‌کشد. پل دانو (Paul Dano) ، لیلی جیمز (Lily James جیمز نورتون (James Norton)، و… در این سریال بازی کرده اند.

war & peace

 

مشخصات سریال

نام سریال : جنگ و صلح War & Peace

کانال : BBC One

امتیاز : ۸.۲ از ۱۰ با ۱۸ هزار رای

ژانر : درام، تاریخی، عاشقانه

شامل زبان : انگلیسی

ستارگان : Paul Dano, James Norton, Lily James

کارگردان: تام هاربر

نویسنده: اندرو دیویس  (با اقتباس از جنگ و صلح لئو تولستوی)

محصول: انگلستان/ ۲۰۱۶

تعداد قسمت: ۶ قسمت ۶۰ دقیقه

جنگ و صلح مهم است؟

بعد از این که مینی سریال جنگ و صلح war & peace ساخته شد، آمار جالبی درباره مطالعه این اثر در انگلیس منتشر شد. در این آمار اعلام شده بود که فقط چهار درصد انگلیسی ها رمان «جنگ و صلح» را خوانده اند و ۱۴ درصدشان هم دوست داشتند این کار را انجام دهند اما هیچ وقت سراغش نرفته اند.

جالب این جاست که طبق این آمار، رمان war & peace یکی از پنج اثر داستانی است که افراد دوست دارند به دروغ بگویند آن را خوانده اند یا دلشان می خواهد حتی اگر وقتی برای خواندن آن ندارند، حداقل آن را بخرند. که در این یک مورد آخر به نظر می رسد توی ایران فراوانی بیشتری وجود داشته باشد.

نمی شود یکباره قورتش داد

جنگ و صلح war & peace به خاطر قصه طولانی شخصیت های بسیار زیادی که دارد، یک جورهایی دست و پای کارگردان ها را برای اقتباس بسته است. پنج خانواده بزرگ دارد با بیش از ۵۰۰ کاراکتر مهم که تک تک شان یک جورهایی با هم در ارتباطند و برای معرفی این شخصیت ها و جنس روابطشان باید وقت زیادی صرف کرد. برای همین هم هست که ساخت نسخه سینمایی یا به اصطلاح کپسولی آن، کار راحتی نیست.

مهم ترین فیلم اقتباسی از روی جنگ و صلح war & peace ، همان نسخه ای است که سال ۱۹۵۶ به کارگردانی کینگ ویدور ساخته شده؛ فیلمی که به گواه نقدها هیچ وقت نتوانسته عظمت این کتاب را به تصویر بکشد و امتیاز خوبی هم نگرفته است.

war & peace

چرا فقط شش قسمت؟

رمان جنگ و صلح war & peace وقایع اجتماعی و تاریخی روسیه را در سال های ۱۸۰۵ تا ۱۸۲۰ روایت می کند؛ دوره ای پانزده ساله در فاصله میان دو جنگ بزرگ روسیه و فرانسه. برای نمایش چنین عظمتی، سریال بهترین بستر روایت است.

شکوه و عظمت جنگ، فراز و فرودهای مقطعی در طول مبارزه، اثری که این جنگ ها روی زندگی مردم داشته و به طور کلی زندگی مردم عادی و طبقه اشراف، همگی باید در این بستر روایت شوند اما مسئله اینجاست که وقتی اراده ای بر ساخت چنین سریالی قرار می گیرد و چنین هزینه و وقتی برای آن صرف می شود، چرا ماحصل آن یک مینی سریال شش قسمتی است؟

ما کل کتاب چهار جلدی جنگ و صلح با تمام جزییات و روابط پیچیده بیشتری از ۵۸۰ شخصیت را باید در شش قسمت یک ساعته ببینیم. شش ساعت وقت به هیچ عنوان زمان مناسبی برای پرداختی جامع به این مسائل نیست. درواقع این مینی سریال، بیشتر روی رابطه میان چند شخصیت اصلی داستان متمرکز شده و روابط میان آن ها را ترسیم کرده و همین مسئله باعث شده زمان زیادی برای پرداختن به جنگ، وقایع اجتماعی و دیگر مسائل مهم نداشته باشد.

ما صحنه های عظیمی از جنگ میان روسیه و فرانسه را می بینیم و انتظار داریم از این پرداخت باشکوه، جزییات و اطلاعات تاریخی زیادی دستمان را بگیرد. اما تمام سهم سریال از جنگ، به چند سکانس کوتاه در هر قسمت محدود می شود و حق مطلب جنگ آن طور که باید در سریال ادا نمی شود. البته از حق هم نمی شود گذشت که شاید اگر میزان تمرکز روی جنگ و وقایع اجتماعی آن دوران در سریال بالاتر از این بود، مخاطبان چندان رقبتی برای تماشای آن نشان نمی دادند و به همان سرنوشت کتاب دچار می شود. چون تجربه نشان داده مخاطبان سریال، بیشتر به دنبال قصه هستند.

war & peace

کمرنگ بودن مسائل اقتصادی

سریال war & peace بیش از این که پایبند نشان دادن روابط خانواده های اشرافی و ریخت و پاش های مختلف و وضعیت اقتصادی آن دوران باشد، روی قصه چند شخصیت جوان اصلی داستان تمرکز کرده؛ روی کاراکترهایی مثل پیر بزوخف، ناتاشا، آندره، آناتول، هلن، ماریا، نیکولا، سونیا و…

روابط عاشقانه ای که با جنگ گره می خورد یا بعضا به خاطر مشکلات اقتصادی رنگ و بوی سوءاستفاده، ترحم و… پیدا می کند، البته به دلیل کوتاه بودن زمان سریال، مجال چندانی برای پرداختن به همین روابط هم وجود ندارد. درواقع ماجرای اصلی رمان جنگ و صلح war & peace ، ماجرای میان پیر بزوخف، ناتاشا روستوف و آندره بالکونسکی است که حتی این مسئله هم به صورت عمقی واکاوی نمی شود.

نمایش باشکوه جنگ و زندگی

اگر تمام انتظارهایی را که پیش از تماشای سریال war & peace داشتیم، کنار بگذاریم و با یک اثر کاملا مستقل رو به رو شویم، مینی سریال جنگ و صلح، هم به عنوان منبع مهم برای آن هایی که کتاب را نخوانده اند و هم به عنوان یک سریال داستانی، اثری جذاب است.

شخصیت های اصلی بسیار دقیق معرفی شده اند و چه در شخصیت پردازی و چه در انتخاب بازیگر، بسیار به شخصیت های خود رمان شبیه هستند. طراحی صحنه بخصوص در نمایش باشکوه میدان جنگ و آرایش سپاهیان درجه یک است و در بازسازی زندگی مردم در مسکو سن پترزبورگ در قرن هجدهم به بهترین نحو انجام شده، البته باز هم ما از زندگی مردمان عادی جامعه تصویر زیادی نداریم.war & peace

پیشرفت درست قصه

یکی از مهم ترین ویژگی های سریال war & peace این است که به هیچ وجه مخاطبش را خسته نمی کند. درست است که در بسیاری از موارد، از بیان بسیاری نکات مهم به راحتی گذشته اما در همه حال سعی کرده آن را به عنوان محصولی کاملا سرگرم کننده و پرکشش ارائه کند.

هر قسمت سریال، درست در نقطه عطفی مهم به پایان می رسد و مخاطب را برای تعقیب قسمت های بعد منتظر می گذارد اما مثل خیلی از سریال های دیگر، پیشرفت قصه در کل سریال چندان متوازن نیست. درست در شرایطی که همه گره ها ایجاد شده و مخاطب منتظر گره گشایی و مشخص شدن تکلیف تمام شخصیت هاست، همه چیز روی دور تند می افتد و پایان بندی بسیار به سرعت انجام می شود.

چرا باید ببینیم؟

مینی سریال جنگ و صلح، با تمام کم و کسری هایی که شاید در نگاه اول به ذهن برسد، سریال به نسبت موفقی است و در سایت IMDB امتیاز ۸٫۲ از ۱۰ را از منتقدان گرفته. درست است که تمرکزش روی مسائل نه چندان مهم کتاب، یک مقدار ذهن مخاطبانش را بهم می ریزد اما جدای از این مسئله، آنچه مهم است معرفی این اثر به وسیله سریال به مخاطب است.

برای کسی که می خواهد صرفا از اتفاقات درون رمان سر دربیاورد و با شخصیت های آن آشنا شود، مینی سریال war & peace ، بهترین انتخاب است، چون یک شمار کلی از سیر حرکت داستان و روابط میان شخصیت ها می دهد و در عرض شش ساعت، کل ماجرا را تعریف می کند.

war & peace

ساده سازی خواندن کتاب

یکی از مشکلاتی که شاید خیلی وقت ها باعث می شود قید خواندن کتاب های روسی را بزنیم و از چند کیلومتریشان رد نشویم، دشواری به خاطر سپردن اسم شخصیت های کتاب است شخصیت؟! خیلی وقت ها تا وسط راه هم رفته ایم اما آن قدر این شخصیت ها زیاد و سخت بوده اند که مجبور شده ایم برگردیم و ببینیم کی به کی بوده و هر شخصیت چه تاریخچه ای داشته. تماشای سریال war & peace ، از تک تک شخصیت ها تصویری کامل به مخاطبش می دهد و درواقع کارش را برای خواندن راحت می کند.

پرفروش شدن کتاب

بلافاصله بعد از پخش سریال جنگ و صلح، خبر جالبی درباره بالار فتن میزان توجه ها به این رمان منتشر شد؛ رمانی که طبق آمار، شمار خوانندگان آن به چهار درصد هم نمی رسید، یک مرتبه با چنان توجهی رو به رو شد که اسمش در فهرست پرفروش ترین ها به ثبت رسید.

حتی در خبری آمده که در کتابفروشی های انگلستان، این رمان جزء ۵۰ کتاب پرفروش قرار گرفته. قطعا علت اصلی این توجه، جذابیت این سریال است. از یک طرف، خیالا مخاطبان را درباره محتوای جذاب رمان راحت کرده و یک نقشه راه کاملا مشخص به آن ها داده و از طرف دیگر، تک تک شخصیت ها را به آن ها معرفی کرده و به اصطلاح لقمه را برایشان جویده است.

علت دیگر هم این است که سریال به بعضی از روابط و نکات جذاب، صرفا ناخنکی زده و زیاد مفصل و با جزییات به این مسائل ورود نکرده. همین مسئله تمایل مخاطبان برای رفتن سراغ کتاب و مطالعه کامل آن را بیشتر کرده. درحال حاضر مهم ترین نسخه این کتاب با ترجمه سروش حبیبی توسط انتشارات نیلوفر در اختیار مخاطبان قرار دارد.

لینک دانلود سریال war & peace

در حال حاضر که بنده این مطلب رو خدمت شما تقدیم می کنم این لینک فعال هست و خودم هم از هینجا سریال رو دانلود کردم. امیدوارم بتونید استفاده کنید و با دیدن این سریال زیبا لذت ببرید.

لینک دانلود سریال war & peace

نگاهی به رمان جنگ و صلح در چند جمله کوتاه و مختصر

با هم این رمان زیبا رو مرور می کنیم. پنج خانواده اشرافی روس که عمدتا در این داستان حضور دارند عبارتند از:

  • کنت بالکونسکی بزرگ، پسرش آندره و دخترش ماریا
  • کنت رستوف، همسرش، پسرش نیکلای، دخترش ناتاشا
  • کنت بزوخف و پسرش پی‎‌یر
  • واسیلی کوراگین، پسرش آناتول و دخترش هلن
  • آنا میخاییلونا و پسرش بوریس.

war & peace

داستان از یک میهمانی اشرافی در پترزبورگ آغاز می‌شود که اکثر شخصیت‌های داستان در آن حضور دارند؛ همه جا صحبت از حمله‌ی ناپلئون به کشورهای اروپایی است و اینکه ارتش روسیه برای حمایت از اروپا (در برابر فرانسه) به ارتش اتریش ملحق شده است.

پی‎‌یر جوانی ساده و صریح‌اللهجه‌ای است که به امر پدرش، کنت بزوخف ثروتمند (که در بستر مرگ است) برای یافتن کار به پترزبورگ آمده است و مدتی است که در منزل واسیلی کوراگین اقامت دارد و با پسر عیاش او، آناتول وقت می‌گذراند. پی‎‌یر همچنین دوست صمیمی شاهزاده آندره است؛ با اینکه ناپلئون با کشور آنها در حال جنگ است هر دو آنها معتقدند که ناپلئون انسان بزرگی است و در دل او را تحسین می‌کنند.

شاهزاده آندره در حالی که همسرش (لیزا) باردار است قرار است به جبهه نبرد اعزام شود؛ پس به همراه همسرش به نزد پدر و خواهرش ماریا می‌رود و همسرش را به آن‌ها می‌سپرد، بالکونسکی بزرگ که به سختگیری شهرت دارد، در نامه‌ای به فرمانده‌ی ارتش، سفارش می‌کند مأموریت‌های جدی را به پسرش بدهند و به پسرش سفارش می‌کند که در جنگ او را سرشکسته نکند.

از سویی دیگر و پس از ماجراهای بسیار، کنت بزوخف می‌میرد و تمام ثروتش را برای پسر نامشروعش پی‎‌یر به ارث می‌گذارد و واسیلی کوراگین با مکر و حیله، کاری می‌کند پی‌‎یر با دخترش هلن ازدواج کند و برای پسرش آناتول، شاهزاده ماریا (دختر تقریباً زشت، ولی پرهیزکارِ بالکونسکی بزرگ و ثروتمند) را خواستگاری می‌کند، درخواستی که توسط بالکونسکی بزرگ و دخترش ماریا رد می‌شود.

در جبهه نبرد، نیکلای، بوریس و آندره هر کدام در قسمتی از ارتش روسیه مشغول هستند؛ نیکلای دلش می‌خواهد فقط در جنگ باشد و بجنگد اما بوریس برخلاف او معتقد است که باید ترقی کند و دنبال این است که آجودان یکی از فرماندهان شود تا از جنگ دور باشد و پیشرفت کند. در ادامه شورای جنگ تصمیم می‌گیرند به قوای ناپلئون حمله کنند؛ در میدان نبرد، آندره گُردانش را به جلو هدایت می‌کند و به دل توپ‌های فرانسوی‌ها می‌زند، اما در همین حین چماق سنگینی بر سرش می‌خورد و بیهوش به زمین می‌افتد.

بعد از اتمام نبرد، ناپلئون و ملازمینش که درحال بازدید از میدان نبرد هستند، پیکر شاهزاده آندره را می‌بینند و اول گمان می‌کنند که او مرده است؛ اما بعد متوجه می‌شوند که او زخمی است و دستور انتقالش به بیمارستان را می‌دهند؛ بدین ترتیب آندره اسیر می‌شود. در همین حال دیری نمی‌پاید که هلن به همسر خود (پی‌یر) خیانت می‌کند و پی‌یر با رقیب خود دوئل کرده و در مبارزه پیروز می‌شود، اما پی‌یر مقصر اصلی این اتفاق را همسرش می‌داند، بنابراین نسبت به او دلسرد شده، نیمی از اموالش را به او بخشیده و او را ترک می‌کند.

چند ماه بعد،‌ درست در روزی که آندره از اسارت آزاد شده و به خانه برمی‌گردد، همسر او لیزا وضع حمل می‌کند و پسری به نام نیکلای به دنیا می‌آورد و خود در همان وقت می‌میرد. پی‌یر در مسیر برگشت به طور تصادفی با پیرمردی برخورد می‌کند که ظاهری معنوی دارد و پی‎‌یر را به فراماسونری دعوت می کند تا روی سعادت و خوشبختی را ببیند؛ پی‌یر مجذوب صحبت‌های او شده و عضو این فرقه می‌شود.

در این میان آتش جنگ داغ‌تر می‌شود و ناپلئون به مرزهای روسیه می‌رسد، به همین دلیل بالکونسکی بزرگ در چند استان مسئول بسیج قوای ذخیره می‌شود؛ همچنین ماریا پسر آندره را زیر بال و پر خود می‌گیرد و مشغول تربیت کردن او می‌شود و خود آندره نیز ملکی در زمین‌های پدری‌اش بنا کرده و بیشتر وقتش را آنجا می‌گذراند.

همچنین پی‌یر نیز تحت تاثیر تعایم فرقه‌ی جدیدی که به آن گرویده است،‌ سعی می‌کند در املاکش اقداماتی اصلاحی را به نفع رعیت‌ها شروع کند؛ کاری که با وجود پیشکارش خوب پیش نمی‌رود. پی‎‌یر در راه بازگشت از املاکش سری به آندره می‌زند و افکار، رویاها و برنامه‌هایش را با آندره در میان می‌گذارد. اما آندره با عقاید او چندان موافق نیست. یک‌بار آندره برای کار اداری به خانه کنت رستوف می‌رود و با دیدن ناتاشا به او علاقمند می‌شود،‌ از سوی دیگر پدر آندره چندان با این ازدواج موافق نیست و در برابر اصرار آندره به او می‌گوید که یک سال برای معالجه به خارج برود و اگر بعد از یک سال باز هم خواست با ناتاشا ازدواج کند از نظر او مانعی ندارد؛ آندره این مسئله را با ناتاشا در میان می‌گذارد و می‌گوید در مدت این یک سال، ناتاشا اگر بخواهد می‌تواند با فرد دیگری ازدواج کند.

مدتی بعد استاد فراماسونری پی‌‎یر می‌میرد و ادامه‌ی زندگی برای پی‌یر به لحاظ روحی سخت می‌شود. در این میان ناتاشا که همراه خانواده در یک اپرا شرکت کرده است، آناتول (پسر واسیلی) را می‌بیند و آناتول به او اظهار عشق می‌کند؛ ناتاشا او را می‌پسندد و در حالت بحران روحی دوری از نامزدش (آندره) به روابطش با او ادامه می‌دهد. آناتول یک نقشه فرار طراحی می‌کند و سعی می‌کند همراه ناتاشا از شهر فرار کند،‌ اما در شب فرار،‌ نقشه خراب شده و آناتول متواری می‌شود.

این خبر پخش می‌شود و ناتاشا سرخورده و افسرده می‌شود؛ چند ماه بعد که آندره از سفر یک ساله‌اش باز می‌گردد،‌ ماجرای خبر رسوایی آناتول و نامزدش ناتاشا را می‌شنود. آندره تصمیم می‌گیرد دیگر با ناتاشا ازدواج نکند اما کینه‌ی آناتول را به دل می‌گیرد و سعی در انتقام گرفتن از او را دارد.

با شروع مجدد جنگ، آندره دوباره به جبهه‌های نبرد با ناپلئون می‌رود. قوای متحد ناپلئون با گذشتن او از مرز روسیه، به طور مستقیم با این کشور وارد جنگ می‌شوند؛‌ روس‌ها نیز به دلیل قدرت ارتش ناپلئون تصمیم می‌گیرند دائم در خاک خود عقب‌نشینی کنند تا اینکه ناپلئون به نزدیکی مسکو می‌رسد.

در زمانی که ارتش ناپلئون به نزدیکی املاک بالکونسکی بزرگ (در نزدیکی مسکو) آنها می‌رسد، بالکونسکی بزرگ می‌میرد و ماریا تنها می‌شود. نیکلای رستوف که به طور اتفاقی برای ماموریت به آن منطقه آمده است به ماریا برای اسباب‌کشی و دور شدن از مسکو کمک می‌کند و همانجا احساس می‌کند که به ماریا علاقمند شده است.

در همین حال ارتش روسیه با شکست‌ها و عقب‌نشینی بیشتر،‌ مسکو را بی‌دفاع رها کرده و همه اطلاع می‌دهد تا مسکو را ترک کنند؛ همه‌ی اهالی مسکو از جمله خانواده رستوف از مسکو اسباب‌کشی می‌کنند. پی‌یر اما در شهر می‌ماند و به خیال خود در پی آن است که ناپلئون را ترور کند، اما دیری نمی‌پاید که توسط فرانسوی‌ها در مسکو دستگیر و اسیر می‌شود.

هنگامی که ناپلئون به مسکو می‌رسد، هیچ یک از نجبای مسکو نیستند که برای دیدار او بیایند. در یکی از نبردها آندره به شدت زخمی می‌شود و هنگامی که در بیمارستان به هوش می‌آید به طور اتفاقی می‌فهمد هم تختی‌اش آناتول است که زخمی شده و یکی از پاهایش را از دست داده است؛ برای همین آندره نیز از گناه او گذشته و انتقام را فراموش می‌کند.

هنگامی که خانواده‌ی رستوف در حال ترک مسکو هستند تصادفاً در راه با مجروحانی همراه می‌شوند که یکی از آنها آندره است. ناتاشا وقتی این موضوع را می‌فهمد شب و روز به پرستاری از او می‌پردازد، آندره که گاه و بیگاه به هوش می‌آید، ناتاشا را می‌بیند و او را می‌بخشد، اما حالش روز به روز بدتر شده و درنهایت می‌میرد. با شروع زمستان، ناپلئون مسکو را تخلیه می‌کند و در نامه‌ای به فرمانده ارتش روسیه تقاضای صلح می‌کند، اما فرمانده ارتش روسیه آن را رد می‌کند؛ با شروع یخبندان در روسیه، ارتش فرانسه هر روز بیشتر تحلیل رفته و از یخبندان و کمبود آذوقه رفته رفته متلاشی می‌شود.

فرانسوی‌ها اینک می‌گریزند و ارتش روسیه آن‌ها را تعقیب می‌کند، در یکی از این تعقیب و گریزها پی‌یر به همراه اسیران دیگر از دست فرانسوی‌ها آزاد می‌شود؛ پی‌یر بعد از آزادی به مدت سه ماه بیمار می‌شود و بعد مدت‌ها به مسکو بازمی‌گردد، سرانجام او به ناتاشا ابراز علاقه کرده و با وی ازدواج می‌کند. از هنگام مرگ آندره، بین ماریا و ناتاشا دوستی عمیقی به وجود می‌آید؛ همین دوستی بعدها باعث می‌شود که نیکلای هم با ماریا ازدواج کند و خانواده رستوف در املاک بالکونسکی ساکن شوند.

چند جمله زیبا از کتاب:

  • نه شروع جنگ اختیاری ست و نه پایان جنگ …پس برای صلح تلاش کنیم و نه جنگ….
  • وقتی روح انسان در عذاب باشد ، چطور ممکن است حالش خوب باشد ؟
  • معتقد بود که سرچشمه ی همه ی عیب های آدمی دو چیز است: یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات. و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد:یکی کار و دیگری خرد.
  • اگر از تسکین و تسلای دین محروم بودیم زندگی چه غم انگیز می بود!
  • باور کنید در جنگ اغلب شور پیکارجویی جوانان راه درست تری را نشان می دهد تا تمام تجربه سالخوردگان کند پا.

لطفا به این مطلب رای بدهید

User Rating: ۵ ( ۲ votes)

درباره ی A.H

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این بخش جهت جلوگیری از اسپم هاست *