یکشنبه , ۶ بهمن ۱۳۹۸
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه » جنایی » همه چیز درباره قاتلین سریالی
قاتلین سریالی

همه چیز درباره قاتلین سریالی

قاتل زنجیره‌ای یا سریالی فردی است که به تنهایی سه یا بیشتر از سه نفر را در طی یک دوره زمانی (بیشتر از یک ماه) با فواصل زمانی و تحت تأثیر انگیزه‌های روانی به قتل برساند. بعضی از منابع این بخش از تعریف «سه یا بیشتر از سه نفر» را قبول ندارند و تعریف دیگری ارائه می‌کنند: تعداد دو یا بیشتر از دو قتل که معمولاً و نه همیشه توسط یک نفر به تنهایی و به صورت مجزا واقع شده باشند.

اگرچه رضایت روانشناختی انگیزه‌ی معمول قتل سریالی است و بیشتر قتلهای سریال شامل ارتباط جنسی با مقتول است، اما FBI اظهار داشت که انگیزه قاتلان سریالی می تواند شامل عصبانیت، هیجان، موضوعات مالی، و البته جلب توجه باشد. ممکن است قتل ها با روشی مشابه توسط قاتل انحام شوند. قربانیان ممکن است ویژگی مشترکی داشته باشند، برای مثال طبقه اجتماعی، شکل ظاهری، جنسیت یا نژاد. مفهوم و اصطلاح قاتل سریالی در دهه ۱۹۷۰ توسط یکی از ماموران ویژه پلیس فدرال آمریکا به نام رابرت رسلر به کار گرفته می‌شد و رواج پیدا کرد.
قاتلان سریالی را نباید با آدمکشهایی که افراد زیادی را به صورت دسته جمعی در یک مکان از بین می‌برند یا آنهایی که در یک زمان محدود و کوتاه در دو یا چند مکان مختلف دست به قتل می‌زنند اشتباه گرفت. یک قاتل سریالی نه قاتل جمعی است (کسی که قتل عام در یک زمان و در یک جا انجام می دهد قاتلان دسته جمعی توسط یک حادثه تعریف می شوند و هیچ فاصله زمانی مشخصی بین قتل ها وجود ندارد) و نه قاتل ولگرد(کسی که دو یا تعداد بیشتری قتل در چند مکان اما در یک بازه زمانی کوتاه و غیر پریودیک انجام داده است) ، اگرچه ممکن است بین قاتلان سریالی و قاتل های ولگرد مقداری همپوشانی مفهومی وجود داشته باشد. تقاوت اصلی این دو دسته در دوره زمانی استراحت بین قتل هاست.
 نخستین تعریف مدرن در مورد این نوع از قتل‌ها توسط یک جرم‌شناس اروپایی صورت گرفت. رابرت رسلر Robert Ressler نخستین شخصی بود که در یک سخنرانی از قتل‌های زنجیره ای برای بیان ارتباط میان چند قتل استفاده کرد اما جدا از تعاریف مدرن، کارشناسان بر این عقیده هستند که سابقه این گونه قتل‌ها به هزاران سال پیش باز می گردد و نبود اسناد کافی دلیل بر نبود قاتل زنجیره ای درگذشته‌های دور نیست.

لیو پنگلی Liu Pengli: بسیاری از تاریخدانان این شخص را نخستین قاتل زنجیره ای جهان معرفی کرده‌اند. لیو پنگلی به دلیل اینکه برادرزاده امپراتور چین به نامهان جین بود از موقعیت و قدرت مناسبی برای به قتل رساندن مردم برخوردار بود. این شخص علاوه بر کشتن کنیزهای خود حدود ۱۰۰ نفر از پسرها و دختران جوان را به قتل رساند. زمانی که برخی از بزرگان نزد امپراتور رفتند و ماجرا را بازگو کردند انتظار مجازات لیو پنگلی را داشتند اما امپراتور چین حاضر به مجازات برادرزاده خود نشد و او را به شهری دیگر تبعید کرد.

قاتل سریالی

لیو پنگلی

در قرن پانزدهم میلادی ، یکی از ثروتمندترین مردان اروپا و، ژیل دو ریس Gilles de Rais، کودکان دهقان را مورد حمله جنسی قرار داد و به قتل رساند، وی عمدتا پسربچه ها را از دهکده های اطراف می ربود. تخمین زده می شود که قربانیان وی بین ۱۴۰ تا ۸۰۰ نفر باشند.

قاتل سریالی

Gilles de Laval

الیزابت باتوری Elizabeth Báthory ، اشرافی مجار ، متولد یکی از ثروتمندترین خانواده های ترانسیلوانیا بود، گفته می شود که وی تا پیش از دستگیری در سال ۱۶۱۰ ، ۶۵۰ دختر و زن جوان را شکنجه و به قتل رسانده است.

Elizabeth BáthoryElizabeth Báthory

قاتل ناشناس جک ریپر Jack the Ripper که از او به عنوان اولین قاتل سریال مدرن یاد شده است ، در سال ۱۸۸۸ در لندن،حداقل ۵ زن را به قتل رساند. طی آن بسیاری از تیم های پلیس با تکنیک های مدرن تحقیق جنایی پیشگام شدند. تیم بزرگی از مأموران پلیس تحقیقات خانه به خانه را انجام دادند تا بالاخره وی را به دام انداختند. جک ریپر با قتل زنان بی بضاعت مالی در میان لندن ثروتمند، توجه رسانه ها را به گرفتاری فقرا متمرکز کرد و در سراسر جهان تحت پوشش قرار گرفت. جک ریپر همچنین به عنوان بدنام ترین قاتل سریالی در تمام دوران شناخته شده است و افسانه وی صدها نظریه را در مورد هویت واقعی اش ساخته که باعث خلق داستان های بسیار شده است.

Jack the RipperJack the Ripper

H. H. Holmes یکی از اولین قاتلان سریال مدرن مستند در ایالات متحده بود، که مسئول کشته شدن حداقل ۹ قربانی در اوایل دهه ۱۸۹۰ است.

H.H. HolmesH.H. Holmes

در همان زمان در فرانسه، جوزف واچر Joseph Vacher پس از کشتن و مثله کردن ۱۱ زن و کودک، به “پاره کننده فرانسوی” معروف شد. وی در سال ۱۸۹۸ پس از اعتراف به جنایات خود اعدام شد.

Joseph VacherJoseph Vacher


جالب است بدانید که ۷۶٪ از قاتلان سریالی شناخته شده در قرن بیستم از ایالات متحده امریکا بودند.


 

ویژگی های مشترک

مشکلات روانی: اکثر قاتلان زنجیره ای دچار گونه ای از اختلالات روحی و روانی هستند. برخی از آنها فکر می کنند شخص دیگری هستند یا کسی آنها را مجبور به آدم کشی می کند. به عقیده برخی از جرم شناسان میزان شدت ابتلا این افراد به بیماری موجب کم یا زیاد شدن بی رحمی در قتل‌ها می‌شود.

انحرافات جنسی: قاتلان سریالی احتمالاً درگیر فتیشیسم یا نکروفیلی هستند و تمایل شدیدی به عشق شهوانی دارند و فانتزی های جنسی با تمرکز روی قسمت های خاص بدن (جزئی گرایی) مثل پا، دست یا دهان دارند و گاهی این علاقه و فانتزی به اشیایی همچون کفش، دستکش، جوراب یا لباس زیر است.

عدم تمرکز: اکثر قاتلان زنجیر ای ویژگی‌هایی نظیر عدم تمرکز دارند. البته این بدان معنا نیست که این افراد توانایی تجزیه و تحلیل ندارند، چرا که در تاریخ این گونه از قتل‌ها همواره افرادی ظهور کرده‌اند که از نظر ضریب هوشی در سطح بالایی بوده‌اند.

مشکلات دوران کودکی: بسیاری از آنها درگیر فعالیت سادیستی هستند. به ویژه در کودکانی که به بلوغ جنسی نرسیده اند، این فعالیت ممکن است به شکل شکنجه حیوانات باشد. بیش از ۶۰ درصد، رختخواب خود را حتی تا بعد از ۱۲ سالگی خیس می کنند. تقریباً همه آنان در کودکی یا نوجوانی دچار گونه ای از تبعیض، انحرافات جنسی، بدرفتاری والدین بوده‌اند. گزارشات FBI نشان می دهد بیش از نیمی از قاتلان زنجیره ای در کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. هر چند این قاعده برای همه آنان برقرار نیست به عنوان مثال هارولد شیپمن پزشکی بود که بدون هیچ گونه مشکلات خاصی در دوران کودکی یا نوجوانی رفته رفته تبدیل به یک قاتل زنجیره ای خطرناک شد.

خانواده: بسیاری از قاتلان سریال در دوران رشد (کودکی) خود با مشکلات مشابهی روبرو شده اند. الگوی کنترل تروماهیکی توضیح می دهد که چگونه تروما در اوایل کودکی می تواند رفتارهای انحرافی در بزرگسالی را ایجاد کند. محیط رشد کودک (والدین یا جامعه) عامل مهمی است که تعیین می کند آیا رفتار کودک به فعالیتهای انتحاری و جامعه ستیز تغییر کند یا نه. خانواده یا فقدان آن، برجسته ترین بخش رشد کودک است زیرا این همان چیزی است که کودک می تواند به طور منظم با آن ارتباط برقرار کند. کیفیت دلبستگی کودک به والدین و سایر اعضای خانواده برای چگونگی ارتباط و نیز ارزشیابی کودک در بزرگسالی نسبت به سایر افراد جامعه حیاتی است.

در سال ۱۹۹۰ مطالعاتی توسط FBI بر روی قاتلان سریالی دستگیر شده انجام شد. تقریباً همه قاتلان سریالی در این مطالعه در دوران کودکی نوعی از مشکلات محیطی را تجربه کرده اند، مانند طلاق یا فوت والدین. بیشتر آنها بی توجهی عاطفی را تجربه کرده بودند.

وقتی والدین مشکلاتی همچون اعتیاد به مواد مخدر یا الکل دارند، این غفلت از کودک منجر به پایین آمدن عزت نفس کودک می شود و به پیشرفت  خیال پردازی های کودک کمک می کند. الگوی کنترل تروما نشان می دهد که چگونه غفلت والدین می تواند رفتارهای انحرافی را تسهیل کند، به ویژه اگر کودک سوءمصرف مواد یا الکل را در عمل مشاهده کند. اگر کودک هیچ حمایتی را از هیچ یک از اعضای خانواده دریافت نکرد، بعید است رویدادهای خوبی در آینده انتظار او را بکشند. همانطور که توسط E. E. Maccoby بیان شده است ، “خانواده همچنان به عنوان مهمترین عرصه اجتماعی شدن تلقی می شود.”

مشکلات ژنتیکی: اخیراً مطالعاتی صورت گرفته است که احتمالاً ناهنجاری در کروموزوم های شخص هم می تواند عامل تبدیل او به قاتل سریالی باشد. در اینباره دو قاتل سریالی، بابی جو لانگ( Bobby Joe Long) و ریچارد اسپک (Richard Benjamin Speck) مبتلا به ناهنجاریهای کروموزومی گزارش شدند.

Bobby Joe Long

Bobby Joe Long

 

بابی جو لانگ( Bobby Joe Long) یک کروموزوم X اضافی داشت. گزارش شده است که ریچارد اسپک (Richard Benjamin Speck) دارای یک کروموزوم Y اضافی بوده است. در حقیقت ، کاریوتایپ وی دو بار انجام می شد و هر بار طبیعی بود. هلن موریسون(Helen Louise Morrison)، روانپزشک پزشکی قانونی آمریکا، در مصاحبه ای اظهار داشت که با وجود آنکه محققان ژن خاصی را به عنوان عامل تبدیل شخص به قاتل سریالی شناسایی نکرده اند، این واقعیت که اکثر قاتلان سریالی مرد هستند، محققان را به این باور می رساند که “تغییری در رابطه با کروموزوم مردان می تواند بر این موضوع تأثیرگذار باشد.”

Richard Speck

Richard Speck

 

ظاهری عادی: شاید جالب باشد که ظاهر زندگی بیشتر قاتلان زنجیره ای با عموم مردم یکسان است. آنان دارای شغل و یک خانه هستند و همسایه و دوستانشان آنان را فردی آرام تصور می‌کنند.

خود محوری: همه آن‌ها به صورت انفرادی طعمه هایشان را جذب و سپس آنان را به قتل می رسانند.به عبارت دیگر همه این افراد ترجیح می دهند که جنایت هایشان را به صورت انفرادی و تکی انجام دهند.

تجاوز به قربانی: طبق تحقیقات پلیس فدرال ایالت متحده بیشتر قاتلان زنجیره ای قبل و بعد از کشته شدن قربانیانشان دست به اعمال جنسی زده و با مقتول روابط جنسی برقرار می‌کنند.این حروات ممکن است یک عشق بازی ساده با جسد باشد و یا دخول به صورت وحشیانه در زمان زنده بودن فرد باشد.شیوه و عملکرد آنان در مورد هر قربانی ممکن است متفاوت باشد.

ضریب هوشی متوسط: بررسی‌ها روی ۲۰۲ قاتل سریالی نشان می‌دهد که میانگین ضریب هوشی آن‌ها حدود ۹۳ است. نمونه‌هایی از این قاتلان دیده شده‌است که ضریب هوشی بالاتری هم داشته‌اند و سال‌ها با نقشه‌های پیچیده پلیس را سر در گم کرده‌اند.


دفترچه راهنمای طبقه بندی جنایات FBI قاتلان سریال را به سه دسته تقسیم می کند: سازمان یافته، بی نظم و مختلط (یعنی مجرمانی که ویژگی های سازمان یافته و بی نظم را نشان می دهند).
قاتلان سریالی سازمان یافته غالباً جنایات خود را بصورت روشنی برنامه ریزی می کنند، معمولاً قربانیان را ربوده، آنها را در یک مکان می کُشند و در مکان دیگری دفن می کنند. آنها غالباً قربانیان را فریب می دهند. برخی دیگر به طور خاص روسپی ها را هدف قرار می دهند، که احتمالاً داوطلبانه با یک غریبه می روند. این قاتلان کنترل بالایی در صحنه جرم دارند و معمولاً دانش کاملی از پزشکی قانونی دارند که به آنها امکان می دهد تا رد خود را بپوشانند، مانند دفن جسد یا انداختن آن در رودخانه. آنها جنایات خود را در رسانه های خبری با دقت دنبال می کنند و غالباً به اقدامات خود مباهات می ورزند، گویا این یک پروژه بزرگ است.
غالباً قاتلان سازمان یافته دارای مهارت های اجتماعی و ویژگی های بارز شخصیتی هستند تا آنها را قادر سازد تا هم روابط شخصی و هم عاشقانه، هم دوستان و حتی همسر و فرزندان خود را جذب و حفظ کنند. در بین قاتلان سریال، افرادی از این نوع در صورت دستگیری به احتمال زیاد توسط آشنایان به عنوان فردی مهربان توصیف می شوند که و بعید است به کسی صدمه بزنند. تد باندی (Ted Bundy) و جان وین گیس (John Wayne Gacy) نمونه ای از قاتلان سازمان یافته سریالی هستند. به طور کلی، ضریب هوشی قاتلان سازمان یافته سریالی نزدیک به حد طبیعی است، با میانگین ۹۴٫۷ .

ted bondi

ted bondi

 

قاتلان سریالی بی نظم معمولاً بسیار پرتحرک تر هستند و اغلب قتل های خود را با اسلحه تصادفی موجود در آن زمان و مکان مرتکب می شوند و معمولاً سعی در مخفی کردن اثر و رد خود نمی کنند. احتمالاً آنها دوستان بسیار کمی دارند. غالباً سابقه بیماری روانی دارند، و شیوه قتل توسط آنها غالبا با خشونت بیش از حد و گاه نکروفیلی یا خشونت جنسی مشخص می شود. قاتلان سریالی بی نظم از ضریب هوشی پایین تری ​​نسبت به قاتلهای سریالی سازمان یافته برخوردارند … چیزی در حدود ۹۲٫۸ .

John Wayne Gacy

John Wayne Gacy


قاتلان سریالی زن

در قیاس با مردان می توان گفت زنانی که قاتل سریالی می شوند بسیار نادر هستند. طبق آمار FBI این نسبت ۱ به ۷ است. بصورت دقیق تر قاتلان سریالی زن بین سالهای ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۴ تقریبا یک نفر از هفت قاتل سریالی شناخته شده در ایالات متحده را نشان می دهند (۶۴ زن از مجموع ۴۱۶ مجرم شناخته شده) ، یا اینکه حدود ۱۵٪ از قاتلان سریال آمریکا زن بوده اند.

محققان امریکایی قاتلان سریالی زن را در طبقه بندی بیوه سیاه (black widow)، فرشته مرگ (angel of death)، شکارچی جنسی ( sexual predator)، انتقام جویی (revenge)، سود (profit )، قاتل تیمی ( team killer) ، غیر قابل توضیح (unexplained) و حل نشده (unsolved) قرار می دهند.

در استفاده از این طبقه بندی، آنها مشاهده کردند که بیشتر قاتلان سریال زن در دسته های بیوه سیاه یا قاتل تیمی (همکاری با یک قاتل مرد) قرار می گیرند. اگرچه انگیزه قاتلان سریال زن می تواند شامل جلب توجه، اعتیاد یا نتیجه عوامل رفتاری روانشناختی نیز باشد.

روانپزشک پزشکی قانونی FBI جیمز نول در توصیف قاتلی به نام استیسی کاستور (Stacey Ruth Castor)، دیدگاه روانشناختی را در مورد آنچه که نوع “بیوه سیاه” را تعریف می کند ارائه داد. به زبان ساده، او آن را زنی توصیف کرد که دو یا چند همسر یا عاشق را برای منافع مادی به قتل می رساند. اگر چه کاستور به طور رسمی به عنوان یک قاتل سریالی تعریف نشده بود.

Stacey Castor

Stacey Castor


روشهایی که قاتلان سریالی زن برای قتل استفاده می کنند ، غالباً پنهان یا کم نظیر است، مانند قتل با زهر. سایر روشهای مورد استفاده قاتلان سریالی زن شامل تیراندازی (۲۰٪)، خفه کردن (۱۶٪)، ضرب و شتم (۱۱٪) و غرق کردن (۵٪) می باشند. [۷۲] آنها مرتکب قتل در مکان هایی مانند خانه یا یک مرکز درمانی می شوند. یک استثناء قابل توجه از ویژگی های معمولی قاتلان سریالی زن، آیلین وورنوس (Aileen Wuornos) است که به جای خانه در خارج از خانه قربانیانش را می کشت. او به جای سم از اسلحه استفاده می کرد، غریبه ها را به جای دوستان یا خانواده می کشت و به خاطر رضایت شخصی و پول مرتکب قتل می شد.

در بررسی گزارشات منتشر شده در مورد قاتلان سریالی زن می توان اظهار داشت که: “انگیزه های جنسی یا سادیستی در قاتلان سریال زن بسیار نادر است و صفات روانی و سوءاستفاده های دوران کودکی در این زنان به طور مداوم گزارش شده است.”

Aileen Wuornos

Aileen Wuornos


قومیت و جمعیت شناسی

آمار جمعیتی نژادی در مورد قاتلان سریالی اغلب مورد بحث است. در ایالات متحده، اکثر قاتلان سریالی گزارش شده و مورد بررسی، مردهای سفید پوست، از طبقه فقیر ​​تا متوسط ​​، معمولاً در اواخر دهه ۲۰ تا اوایل دهه ۳۰ زندگی خود هستند.

تحقیقات زیادی درباره قتل های سریالی در کشورهای غیر غربی یا خارج از آمریکا صورت نگرفته است. در یک مطالعه از قتل های سریالی در آفریقای جنوبی ، بسیاری از الگوها مشابه الگوهای مستقر در آمریکا بودند، با این تفاوت که هیچ قاتلی زن نبود.

خوب دوستان به پایان این مقاله تحقیقی رسیدیم. در آینده مطالعات FBI درباره کاراکترها و انگیزه های قاتلین سریالی و معرفی معروف ترین هاشون رو ترجمه و خدمتتون ارائه خواهیم کرد.

نظرتون درباره این تحقیق چی بود؟

User Rating: ۴.۶۳ ( ۱۰ votes)

درباره ی A.H

یک دیدگاه

  1. بسیار جالب بود. ممنون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این بخش جهت جلوگیری از اسپم هاست *