تجربه کار در اسنپ ؛ تحقیقات میدانی یک روزنامه نگار

تجربه کار در اسنپ ؛ تحقیقات میدانی یک روزنامه نگار

حدود ساعت ۷ صبح از خانه خارج می شوم تا در ترافیک کمتری گیر کنم. نه تنها خیابان گاندی در محدوده شرکت اسنپ، بلکه خیابان های اطراف هم مملو است از خودرو کسانی که قصد دارند به دفتر این شرکت مراجعه کنند. حدود ۴۰ دقیقه طول می کشد تا محلی برای پارک پیدا کنم؛ که البته آن هم در زیر تابلو «حمل با جرثقیل» قرار گرفته. به ناچار پی جریمه شدن را به تنم می مالم و راهی دفتر مرکزی شرکت اسنپ در تهران می شوم. تجربه کار در اسنپ

با راهنمایی چند کارمند به محل ثبت نام می رسم. پس از پر کردن چندین فرم و امضا و گرفتن عکس، من را به محل برگزاری کلاس آموزشی استفاده از اسنپ رانندگان، راهنمایی می کنند.

گرمای عجیب کلاس صدای رانندگان را در آورده و اعتراض من هم با خنده مدرس و شوخی کم و بیش بی مزه او درباره کولر خودرو همراه می شود. حدودا یک ساعت درگیر کلاسی می شوم که آنقدر گرم هست که تقریبا هیچ چیز از حرف های مدرس را متوجه نشوم.

با نام کاربری و گذرواژه ای که برایم پیامک شده به برنامه اسنپ رانندگان وارد می شوم. شرکت اسنپ از مشکلات گذشته درس نگرفته و من را بدون هیچ بررسی اخلاقی، راهی خیابان های تهران می کند.

ظاهر برنامه، هیچ شباهتی به یک برنامه حرفه ای که توسط یک شرکت بزرگ طراحی شده باشد، ندارد. از طراحی برنامه هم که بگذریم به کرش شدن و خرابی های متعدد برنامه در همان یک ساعت اول می رسیم. تجربه کار در اسنپ

با صدای بلند نوتیفیکیشن برنامه اسنپ رانندگان، اولین مسافر من مشخص می شود. ونک به شهران؛ ۹ هزار تومان. هزینه پرداختی به راننده پر است از بی انصافی اما چاره ای نیست. به سمت مسافر به راه می افتم. مسافر که یک خانم جوان است ادعا می کند در خیابان اصلی ایستاده؛ اما پس از پنج دقیقه متوجه می شوم که محل انتخابی روی نقشه اشتباه است. بالاخره او را پیدا می کنم و به مقصد می رسانم.

پول نقد همراه او نیست. پرداخت آنلاین هم ارور می دهد. دادن شماره کارت بانکی هم بر خلاف قوانین شرکت است. مسافر بی توجه به صحبت های من پیاده می شود. به امید اینکه بتوانم ۹ هزار تومان خود را پس بگیرم؛ پیغامی را در پشتیبانی برنامه ثبت می کنم. پیامکی حاوی بر اینکه پیغام من توسط شرکت دریافت شده، به دست من می رسد.

تجربه کار در اسنپ ؛ تحقیقات میدانی یک روزنامه نگار

۲۴ ساعت گذشته اما خبری از پیگیری اولین سفر من نیست. با شرکت تماس می گیرم. کارشناس که بسیار مودب و محترم است برای من توضیح می دهد که مشکلات پرداختی تنها با تماس قابل پیگیری است. در پایان به من اعلام می شود که مسافر پرداخت نقدی را تایید کرده و مبلغ ۹ هزار تومان به من پرداخت نخواهد شد. نکته جالب این است که اسنپ، حرف مسافرین را بر رانندگان استخدامی خود ارجح می داند.

روز دوم کاری است و تصمیم می گیرم که صبح زود برنامه اسنپ رانندگان را فعال کنم. اولین مسافر را سوار می کنم و به مقصد می رسانم. دومین مسافر هم خیلی زود پیدا می شود. تا اینجا حدود یک ساعت کار کرده ام و ۲۱ هزار تومان درامد داشته ام. درامد خالص البته بسیار کمتر از این حرف هاست. باید کمیسیون شرکت، هزینه سوخت، بیمه و استهلاک ماشین را از آن کم کرد تا بفهمیم در بهترین وضعیت ۱۵ تا ۱۶ هزار تومان در آمد خالص از یک ساعت فعالیت من کسب شده است. تجربه کار در اسنپ

پرداختی های شرکت به نظر منظم است. هرچند یکی از مراجعه کنندگان ادعا می کرد که به جای ۴۰۰ هزار تومان، ۴۰ هزار تومان به حسابش واریز شده. حالا او باید برای تصحیح این اشتباه، به خیابان گاندی شلوغ و بدون جای پارک مراجعه کند و تقریبا یک نصف روز را از دست بدهد.

فعالیت من در شرکت اسنپ تا ۳ روز ادامه داشت. فعالیتی که بدون شک دوست ندارم دوباره تجربه اش کنم. از پروسه سخت ثبت نام گرفته تا مشکلات برنامه و البته مسافرینی که چندان مفهوم احترام به راننده را متوجه نمی شوند. درامد به دست آمده هم آنقدر نیست که حداقل کسی مثل من به سوی این کار جذب شود. منِ روزنامه نگاری که پرداختی چندانی ندارم.

نه تنها رانندگان بلکه مسافرین هم به راحتی می توانند با یک دو دو تا چهار تای ساده متوجه شوند که فعالیت در اسنپ و شرکت های مشابه، با این قیمت های تقریبا مضحک، یک بیگاری مدرن است. در این بین تنها رانندگانی متضرر می شوند که تنها دلیل فعالیتشان در این شرکت یک واژه است: بیکاری

Written by سهیل بالینی

مؤسس و سردبیر مجله اینترنتی بخوانید بیش از ۱۰ سال است که به عنوان دبیر، نویسنده و روزنامه‌نگار در مجلات چاپی و اینترنتی کشور مانند همشهری، چلچراغ، طنز و کاریکاتور و... فعالیت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *